جمعه 15 فروردین 1399  ساعت 11 و 08 دقیقه و 00 ثانیه    ویرایش: جمعه 15 فروردین 1399 ساعت 11 و 13 دقیقه و 36 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

کتاب جدید رضا امیرخانی در قالب سفرنامه است. او در این سفرنامه به دنبال شناخت انسان کره شمالی است. بنابراین به سختی در سفر اول سعی می کند با مردم عادی ارتباط بر قرار نماید که نتیجه چند ارتباط را ادامه می خوانید.

[ ] موقعی که به آنها نگاه می کنید هیچ کدامشان لبخند نمی زنند.

[ ] در سفر اول وقتی دو هیات حزب موتلفه ایران و حزب کارگر کره دیدار می کنند، روز بعد عکس این دیدار روی روزنامه است.

[ ] برای این که بتوانم با آنها ارتباط بگیریم، عکس دیدار دیروز را نشان یک نفر می دهم.او پشتش را به ما می کند و می رود. اصلا نمی خواهند ارتباط بگیرند.

[ ] یکی از همسفران ( مستندساز ) می خواهد از یک شیرینی فروشی عکس بگیرد، اما او مانع می شود. زن شیرینی فروش پشتش را به ما می کند تا نه عکس شیرینی فروشی باشد نه شیرینی فروش.

[ ] داخل رستورانی می شویم، پیرزن داد می زند و ما را به سمت هتل راهنمایی می کند.

[ ] یک زمین ورزشی چند نفر مشغول بازی هستند و ما سعی می کنیم وارد تیم شان شویم ، همه ایستادند و مربی شان به مترجم اعتراض کرد که این دو نفر وقت ما را می گیرند.

[ ] خودمان را به بهانه اصلاح موی سر به یک سلمانی رساندیم. آرایشگر ما را بیرون کرد. بعد فهمیدم اصلاح سر برای مردان ژتون دولتی دارد. او قانونا هم نمی توانست اصلاح کند.

[ ] در شب تابستانی بیرون می رویم و از یک زیرگذر عبور می کنیم. زیر نور زیر گذر چند محصل یا دانشجو جمع شدند و درس می خوانند. وقتی می پرسیم چرا زیر نور چراغ زیر گذر درس می خوانید ، همه جمع می کنند و بدون پاسخ به سوال می روند.

[ ] شب در یک میدان همه ایستاده اند و از یک تلویزیون بزرگ اخبار را دنبال می کنند. چند جوان محصل را می بینم. سیگار تعارف می کنیم. می گوید خیلی عالی. وقتی می پرسم انگلیسی بلد است یا نه ؟ میدان را ترک می کند و از ما دور می شود.

[ ] چند نفر روی رودخانه یخ زده ماهی گیری می کنند. سراغشان می رویم از ما دور می شوند.

[ ] در بازدید از بیمارستان به پدری که از تولد فرزندش ذوق زده شده است تبریک می گویم. با همان صورت خندان یخ می زند.

نگارنده در این سفرنامه، دیدارهایش را با برخی از مسوولان تک حزب کره‌شمالی ، بیمارستان ، برخی رمان نویس ها ، مردم شناسان ، دانشگاه، موزه ، کشت وصنعت و ... دیدار و شرح آن را از نگاه انسان شناسی منتشر کرده است. نشر افق ناشر کتاب است.

این کتاب را توصیه می کنم بخوانید و با کره‌شمالی بیشتر آشنا شوید.



   


نظرات()  
سه شنبه 5 فروردین 1399  ساعت 23 و 40 دقیقه و 00 ثانیه    ویرایش: - -
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

ناصر عاشق می شود.بیتا بی خبر او را ترک و به آلمان می رود. ناصر همه چیز را به آتش می کشد و روانه آلمان می شود.

او را به زندان وکیل آباد مشهد بر می گردانند.
موقع آزادی از زندان کارت عروسی بیتا را به او می رسانند. او آلمان نبوده است.
ناصر آتش می گیرد. ناصر عاشق تر می شود ، #انسان_تر می شود نه در مشهد که در شاهرود و در یک کوچه بن بست که ته کوچه راهی به آسمان دارد.
همه شخصیت ها درست در موقعیت های خودشان با ویژگی های اجتماعی متفاوت قرار است متفاوت نقش شان را ایفا کنند تا شما رمانِ متفاوت هندوی شیدا را بخوانید.
کشش داستان زندگی ناصر و شخصیت های پیرامون او آن قدر جذاب است که دوست دارید بدانید هر کدامشان چه سرنوشتی خواهند داشت؟
ویژگی رمان های #سعید_تشکری وفاداری به هویت و اقلیم خراسان و مشهد است و هندوی شیدا در بین آثار او به اصطلاح امروزی تر است.
اگر در انتخاب یک رمان خوب کلافه هستید #هندوی_شیدا حالتان را خوب می کند.
هندوی شیدا را در اینترنت جستجو کنید نسخه الکترونیک هم دارد.
#کتاب_خوب
#رمان_اجتماعی

   


نظرات()  
دوشنبه 14 بهمن 1398  ساعت 18 و 14 دقیقه و 41 ثانیه    ویرایش: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت 18 و 15 دقیقه و 43 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

روز چهارشنبه رونمایی کتاب تا ابد با تو می مانم رونمایی شد.
نقاط قوت کتاب آن قدر هست که آن را بخوانیم و برای انتشارات به نشر برای ورود به تاریخ شفاهی دست مریزاد بنویسیم.
درباره انتخاب نام کتاب ، رعایت سالشمار راوی در نوشتن روایت های شفاهی توسط نویسنده ، تفکیک داستان نویسی با مستندنگاری ، و ... نکاتی بود که برخی های آن را حضوری در جلسه رونمایی عرض کردم.
این کتاب خوب ، به زندگی و روزگار مریم مقدس همسر سردار نجاتی پرداخته است.
برای انتشارات به نشر روزهای سربلند تر و برای مدیر عزیز آن موفقیت آرزو می کنم.

   


نظرات()  

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic